ترم اول دانشگاه تقریبا همیشه ثابت می کند هرج و مرج بدون توجه به آنچه کالج حضور شما. هیچ چیز در مقایسه با نشاط از پشت سر گذاشتن سفت و سخت دبیرستان برنامه. تا زمانی که شما به خودتان پیدا کنید هزینه های خود را آخرین $3.50 در تلوان ماشین آلات مواد غذایی در 1:30 صبح قراردادن برای دو midterms. این خلاق مطالعه روش ممکن است به نظر می رسد به کار برای چند ماه اول از مدرسه است.

زمان فینال فصل رول در اطراف آن می تواند به طور ناگهانی رشد آشکار است که شما باید در واقع حضور در آن بزرگ سخنرانی می کنیم.

unsplash.com

من در واقع بسیار خوبی در سه ماهه اول ، اما در ماه نوامبر من سقوط طعمه به پر سر و صدا زندگی بیشتر محبت شناخته شده به عنوان “کالج تجربه است.” با این وجود من معتقد بودم که من همیشه انجام دهید که همه چیز تحت کنترل باقی مانده.

به عنوان به زودی به عنوان من پس از بازگشت از شکرگزاری شکستنمن وحی شروع به مطالعه. من ایجاد یک برنامه ریزی دقیق با دقت گذاشته بلوک از زمان که من را اختصاص به هر یک از نهایی. نادیده گرفتن درد من شروع به احساس در گلو من که یکشنبه شب, من نقش برآب از کلاس به جلسات مطالعه به گروه پروژه جلسات چند روز اول هفته است.

اطمینان خودم این بود که فقط خستگی های من نقل مکان کرد و با تمام سرعت پیش رو آهنگسازی من علوم سیاسی مقاله در حالی که ریختن شکلات داغ کردن من درد گلو.

giphy.com

توسط دوشنبه, من در نهایت آمد تا با ایده درخشان به پرداخت مراجعه به مدرسه و مرکز بهداشت. کالج مراکز بهداشتی درمانی به طور معمول دارای یک شهرت بدنام dysfunctionality معدن که بدون استثنا. دکتر به من گفت که هیچ چیز به جز است که من گرفتار “فارنژيت” یا در اصطلاح رایج با گلو درد. روز من دچار یک 103º تب و نمی تواند حتی منی, بلعیدن بزاق. به مسائل بدتر خوابیدن در اتاق من به نظر می رسید تقریبا غیر ممکن است که من سه هم اتاقی همیشه flitted در داخل و خارج از اتاق به خوبی گذشته 2 صبح

دو قرار ملاقات دکتر و پنج استرپی بعد از آزمایش آنها در نهایت من تجویز آنتی بیوتیک است. درست زمانی که من فکر کردم چیز نمی تواند بدتر من بیدار شد صبح روز شنبه به پیدا کردن لثه ها قرمز روشن و سوزش در درد. این بار من رفتم به محلی مراقبت های فوری. دکتر تست زد و به من داد استروئیدها و Novocaine. من اساسا هیچ چیز اما دارو خوردن بستنی و خواب برای هفته آینده. مصرف نهایی در این دولت باقی مانده از سوال و خوشبختانه استادان بزرگ نمایش داده می شود درک و اعطا من پسوند.

با شکستن زمستان به پایان در ژانویه 26, من به اعتقاد من هنوز هم حفظ مقدار زیادی از زمان برای مطالعه است.

giphy.com

من صرف چند هفته اول استراحت با ابتلا به دبیرستان من دوستان است. مایل به قرار دادن ترم پشت سر من قرار تحصیل و تلاش برای جذب هر لحظه من می توانم در خانه صرف. من در نهایت احساس در من عنصر برای اولین بار در ماه و می خواست برای توقف زمان تا زمانی که من می توانم.

من سعادتمند بخانه آمد به یک پایان ناگهانی در ژانویه 14. به رفتن را از طریق خواهری, استخدام, من متوجه شدم که نیاز به تکمیل نهایی در هفت روز است. من به سختی ترک خورده باز کردن کتاب های من تا کنون زندگی می کنند و 1,083 مایل از من کالج دانشگاه سن دیگو. در اکثر دیوانگی وحشتزده از زندگی من من من تماس گرفته استادان و سوار 21 ساعت پایین سواحل غرب است.

با وجود چندین snafus من با موفقیت به اتمام تمام فینال البته یکی از آخرین و تنها چند ساعت قبل از مهلت.

unsplash.com

به زودی به اندازه کافی این تجربه وحشتناک تبدیل به چیزی بیش از یک حکایت طنز آمیز در مورد “زندگی دانشگاهی.” اما در حقیقت من متوجه شدم که آن را به عنوان یک کاتالیزور برای کنار هم قرار دادن قطعات شکسته من زندگی است. من انتقال به دانشگاه معلوم شد بسیار راکی; من موفق به تناسب با مردم در اطراف من و خودم ریخته من از راه دور, دوست پسر, بیش از Snapchat حدود دو ماه به کالج. این بیماری بود و آخرین کلش, اما از طریق آن متوجه شدم برای حمایت از خودم و چگونه به حفاری خودم از فاجعه است که من.

بدون این تجربه من به احتمال زیاد تا پایان سکندری به ترم دوم بدون هر گونه تغییرات واقعی به طرز فکر من و یا بدتر هنوز انتخاب برای انتقال به یک کالج است. من ساخته شده این نوع از زندگی من قبلا فکر می کردم هرگز پیدا کردن در سن دیگو. من تغییر هم اتاقی پیوست یک خواهری و فعالیت های ورزشی و متوجه شد یک گروه از دوستان با آنها به من تعلق دارند. در پایان در حالی که انتقال به دانشگاه ممکن است به نظر می رسد چالش من توصیه مقاومت در برابر اصرار به جست و خیز کلاس بدفع الو قت گذراندن و یا در مدرسه. و بالاتر از همه چیز را هرگز امتحانات نهایی بیش از تعطیلات زمستانی.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

ثبت نام هات بیت

آموزش سئو