آنچه در آن است که تنها در اتاق

هر دانش آموز می تواند به یاد لحظه ای که آنها متوجه شدم که آنها در نهایت در کالج. برخی از دانش آموزان پخش صحنه خداحافظی به پدر و مادر خود را بر حرکت در روز و یا کشیدن برای اولین بار all-nighter به پایان ترم کاغذ برای یک کلاس آنها نمی خواهید به. من لحظه ها را می توان در یک کلمه خلاصه: پسران.

چگونه من انتقال به کالج به شدت وابسته به دبیرستان من تجربه.

high school student
pexels.com

برای چهار سال من با حضور در یک شهر کوچک تمام دختران کاتولیک دبیرستان در نیوجرسی.

وقتی که من به مردم در مورد عدم پسران در مدرسه من آنها بریده بریده نفس کشیدن در ناباوری. “من هرگز نمی تواند انجام دهد که” آنها گفت. “من هرگز زنده ماندن.” من ایستاده به عنوان اثبات زندگی است که شما می توانید زنده ماندن و نه صدمه ندیده است. هنگامی که شما را ترک یک دختر مدرسه ناگفته وجود دارد ترس است که شما را درمان نمی شود و به عنوان یک مساوی توسط بچه ها به خاطر اینکه شما یک دختر است. شما می دانید که آن اتفاق می افتد. شما شنیده ام ، شما همچنین می دانم که هر مرد می خواهد با شما رفتار ناعادلانه و در عین حال ترس باقی مانده است.

student alone
pexels.com

سپس شما شروع به شک و تردید در توانایی خود را به اعتماد به نفس خود را در محیط جدید. من قبل از نیمسال اول این نگرانی ابری ذهن من, اما من تا به حال به خودم یادآوری کنم که در کالج بود برای رفتن به ترسناک و من ممکن است احساس تنهایی در زمان است. بعد از ترم اول در دانشگاه, من کشف کرد که بعید ایده, احساس دختر تنها در اتاق می تواند تبدیل به یک واقعیت جالب کامل از غیر طبیعی انطباقها.

different
pexels.com

من اول eyeopener بود که در من دانشجوی سال اول گرایش در دانشگاه سیتون هال.

قبل از این بی دست و پا یخ شکن تمام دانشجویان سال اول تقسیم شدند به گروه های سازماندهی شده توسط منطقه مورد مطالعه. من یک عدالت کیفری عمده در آن زمان است. به عنوان بسیاری از مردم آگاه هستند از عدالت کیفری زمینه است که به شدت تحت سلطه مردان است. وجود دارد صدها نفر از نمودار و آمار بیان کوچک تعداد زنان در اجرای قانون و سازمان های دولتی, اما من اجازه نمی دهد که من دلسرد. اگر هر چیزی, دیدن تعداد کسانی که من را تشویق به مطالعه عدالت کیفری در دانشگاه. این آمار می تواند تهدید آمیز در فرد است.

student
pexels.com

از 35 سال اول عدالت کیفری رشته, 31 مرد بودند. چهار نفر باقی مانده بودند. من یکی از آنها بود. آینده من سال اول بود و در سنگ تنظیم: من قرار بود به صرف بیشتر وقت خود را احاطه شده توسط 31 کربن نسخه از استیو راجرز پست-تب و تاب بودن ، می گویند من مرعوب کتمان حقیقت است,اما من می دانستم که این سرحال کاپیتان آمریکا, و من نمی خواهد متصل در ران. من می خواهم که دیگر کلاس های دوستان در خارج از عمده و صرف زمان با دختران در خوابگاه. بنابراین من فکر کردم.

university
pexels.com

یک هفته بعد من تجربه مشابه eyeopener در طول حرکت در روز است.

پس از استقرار در خانه جدید من دور از خانه و اجتناب از نیاز به پنهان کردن در اتاق من تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم به من همسایه جدید. بعد از 30 دقیقه یا پس از معرفی متوجه شدم که وجود دارد به سختی هر گونه دختران در کف. علاوه بر این هم اتاقی من و من وجود دارد حدود 20 دختران دیگر همان فضای زندگی; اتاق باقی مانده متعلق به 80 پسران. آن را مضحک بود که من یک بار دیگر احاطه شده توسط پسر ؟ بله. من آن را پیدا خنده دار ؟ بله. دانستن است که اکثر مردم نمی خواهد درک طنز پشت من وضعیت فعلی من اجازه دهید این انطباقها عجیب و غریب تبدیل به یک شوخی در داخل فقط برای خودم. اما به محض این که کلاس ها شروع شده من آموخته است که بسیاری از جوک کوتاه مدت هستند.

high school student
pexels.com

من rookie اشتباه از ثبت نام برای یک ساعت 8 صبح کلاس انگلیسی من ترم اول دانشگاه.

من که پس از من زندگی می کردند 30 فوت دور من نمی باید هر گونه مشکلات زود بیدار شدن سه بار در هفته. همچنین در ذهن من کلاس شد یک فرصت برای فرار از من به تازگی مردسالار واقعیت. اما جهان تا به حال طرح های مختلف. من یکی از تنها دو دختر در یک کلاس 30 دانش آموزان است. در عرض یک هفته من ترس از احساس دختر تنها در اتاق شد تحت اللفظی واقعیت. زندگی من رفت و هرگز از دیدن یک پسر بچه به زندگی و یادگیری با آنها. در این نقطه من متقاعد شده بود که جهان در تلاش بود به من چیزی بگویید.

پس از یک سال در دانشگاه سیتون هال من منتقل شده به سنت جان دانشگاه و من تغییر عمده است. در حال حاضر ارتباطات عمده و دیگر در یک مردسالار عدالت کیفری برنامه فرض کردم که من زندگی دانشگاهی را تبدیل به بیشتر از نرمال. پنج ماه به جدید تجربه من شروع به کار به عنوان یک دانش آموز کارگر در تولید ما آزمایشگاه که در آن یک گروه از برادری برادران صرف هر ساعت حلق آویز کردن با من و دیگر کارگران آزمایشگاه. نیازی به گفتن ما شد. اما تحقق بر من dawned: من دوباره احاطه شده توسط پسران.

college friends
pexels.com

من متوجه شدم پس از گذراندن یک سال تمام احاطه شده توسط استیو راجرز wannabes من شد تا مورد استفاده قرار گیرد به حضور خود که زمانی که من منتقل کنم آنها را از دست رفته. دبیرستان من هرگز فکر نمی کردم من می توانم از دست ندهید دیدن و حلق آویز کردن با پسران, اما در حال حاضر من نمی توانم تصور یک روز بدون آنها.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de