حقیقت در مورد بازسازی خود را در کالج

اولین بار من به خانه آمد و پس از خروج من ترم اول دانشگاه در دریک دانشگاه–طولانی پنج ساعت و دور از محبوب من وطن–من گریه در وسط یک هدف پارکینگ. آن را شرم آور ترین نوع از گریهنوعی که شروع می شود با یک قطره اشک بیش از چیزی احمقانه تا در نهایت آن را تبدیل به sobs از خجالت مخلوط با خنده غیر قابل کنترل در ridiculousness از آن همه است. به عنوان مادر من و من وارد فروشگاه من به او گفتم من با توجه به انتقال مدارس. او به من یادآوری از دلیل من تصمیم دریک در وهله اول; من می خواستم یک تغییر است. حق با او بود.

برای بسیاری از سالمندان دبیرستان, کالج هیجان انگیز است چرا که این یک فرصت برای دوباره اختراع خود را.

Target shopping cart
flickr.com

برای من اختراع مجدد یک دلیل بزرگ چرا من تصمیم به رفتن به دریک است. در دبیرستان من خجالتی و آرام است. من می خواهم زندگی می کردند در همان محل برای بیشتر از زندگی من بود همین دوستان پس از مهد کودک و تنها به چند طرف. من گاهی چیزی جدید و هیجان انگیز است. رفتن به مدرسه در شهر جدید که در آن من نمی دانم هر کسی که به نظر می رسید بهترین راه برای تبدیل شدن به شخص من همیشه می خواستم به.

که دقیقا این بود که فرد ؟

پاک کردن اشک من جستجو مراقبت شخصی راهرو برای دئودورانت من تقریبا خندید. تفکر عمیق قرار بود به اتفاق می افتد در حالی که دروغ گفتن ساعت 2 صبح بیدار نیست در حالی که سرگردان راهرو هدف است. من متمرکز در انتخاب دئودورانت برای منحرف کردن اذهان خودم. کبوتر یا بانوی سرعت چوب ؟ پاسخ ساده بود: بانوی سرعت مموری استیک. من شده است با استفاده از آن به عنوان طولانی به عنوان من می توانم به یاد داشته باشید. اگر فقط من می توانم این احساس اعتماد به نفس در مورد انتخاب دریک.

من تا به حال انتظارات بالا برای کالج و در بسیاری از راه های آن همه چیز من خواب آن خواهد بود. اساتید بودند نوع اندازه کلاس کوچک بودند و من دوست داشتم Des Moines. اما من هنوز در انتظار Drake به تغییر من را به یک پروانه اجتماعی.

در واقع, کالج, تا به حال نشده است که تحول تجربه من می خواهم انتظار آن را می شود در همه. آمدن به خانه را روشن ساخته است که حتی پس از دو ماه از من بود و هنوز هم همان من است. من هنوز هم تمام روز را بدون صحبت کردن با هر کسی اما هم اتاقی من تبدیل قرمز هر زمان که من تا به حال برای پیدا کردن یک صندلی در کلاس و اقامت در اتاق خوابگاه در حالی که دوستان من رفت به احزاب است.

من تا به حال حتی شروع به بیرون آمدن از من درونگرا پیله.

Empty lecture hall classroom
unsplash.com

در زمان ما رسیده sock بخش من در نهایت موفق به آرام خودم را با اطمینان به خودم نیست اولین کسی که به سوال من تمام هویت در دئودورانت راهرو هدف است. من شروع به بازرسی یک جفت جوراب فازی از ترخیص رک. من در حال حاضر متعلق به بسیاری از جفت مانند آن, اما آنها خیلی دوستداشتنی من نمی توانستم آنها را منتقل می کند ،

به عنوان انگشتان من در ادامه به اجرای بیش از fleecy بنفش نقطه رقص لهستانی پولکا گوشی من buzzed در جیب من است. من شگفت زده برای دیدن یک متن از یک دختر من با کار در دانشگاه فقط متن نیست مربوط به کار. او گفت که او به دنبال دوستان جدید در دریک و فقط می خواستم به چت. ما پیامک به عقب و جلو به من ایستاده بود در sock بخش و توافق برای قطع کردن که ما رو به محوطه دانشگاه.

در خط پرداخت من خیره در من اعتماد بانوی سرعت چوب آشنا جوراب فازی و متن جدید از یک برنامه به طور بالقوه جدید ، من متوجه شدم من احتمالا نیاز به تغییر که من به محتوا و با من زندگی دانشگاهی. من با خوشحالی با استفاده از همان نام تجاری دئودورانت برای همیشه لطفا برای من هرگز نمی تواند عبور کند تا یک جفت جوراب و من بسیار خجالتی است.

هنوز کسی خواست با من دوست باشند.

Girl texting on iPhone
unsplash.com

رفتن به کالج در یک شهر جدید به تنهایی نمی خواهید به تغییر یکی از بخش های اصلی که, من, مهم نیست که چقدر من می خواستم آن را به. من هنوز هم خجالتی و من همیشه می شود اما خوب است چرا که کالج نباید در مورد تلاش برای تبدیل شدن به فردی کاملا متفاوت است. آن را فرصتی برای جهش و خارج از منطقه راحتی خود را در حالی که هنوز ماندن درست به خودتان.

من به دنبال من وحشتناک رویای رفتن به مدرسه در یک شهر که در آن من می دانستم که هیچ کس و در حالی که آن را نمی تبدیل من به کسی به طور کامل و جدید آن را به من آموخت–with a little help from my عجیب, منعکس کننده, فکری سفر به هدف–چگونه به خوب با شخص من در حال حاضر بود.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.rushrtco.de