شش غریبه رفتن به Mobile, آلاباما, شکستن بهار

در حالی که اکثر دانشجویان برای سفر خود را رزرو اتاق هتل, کشتی و ساحل B&Bs برای آخرین رخصتی بهار من شروع به پریدن کرد و در یک بسته بندی ون با سه غریبه ها سفر به موبایل آلاباما در یک داوطلب سفر به زیستگاه برای بشریت است.

من می خواهم به فکر می کنم من رفت از محبت از قلب من اما زمانی که یک چمدان و درب ون له شما شروع به سوال تصمیم گیری های خود را.

Community Service
unsplash.com

من فکر کردم به خطر انداختن یک هفته از تعطیلات برای کار دستی در شهرستان های من هرگز سفر به قبل خواهد شارژ باتری. همچنین من نیست که پول به فراغت برای رفتن به فورت Lauderdale برای این هفته با دوستان من راه رفتن در ساحل پیدا کردن بزرگ احزاب و رفتن ماهیگیری دریا عمیق, بنابراین این به نظر می رسید بیشتر شریف انتخاب است.

به عنوان ما را در اطراف خلیج مکزیک من به دانستن یک گروه از غریبه ها. ما به اشتراک گذاشته خارش به پرتاب لباس های ما در یک چمدان آخرین لحظه و رفتن به یک شهر جدید است. بچه ها نیز در درجه فنی مهندسی و معماری و bragged در مورد قدرت پردازش از بودن بیست و یک. در حالی که آنها در صحبت های خود را lingo من نشان داد من میخواندم در انگلیسی. سکوت خود را روشن ساخته است هیچ کس تحت تاثیر قرار گرفته بود. که همه ما از زمینه های مختلف از میامی به مینیاپولیس. از طریق مکالمات نظرات مختلف در سیاست, گزینه های شغلی و حتی خدمات اجتماعی شد در معرض. با وجود این ما طراحی شده از طریق بی دست و پا مکث امیدوار موضوعات نمی آمد تا دوباره.

پس از یک روز از گودال متوقف می شود و ساحل بیراهه ما وارد یک خانه متوسط تعیین شده برای سفر وابسته به زیستگاه برای بشریت است. زیستگاه برای بشریت عمل به عنوان یک سازمان غیر انتفاعی کار با جوامع محلی در سراسر جهان به ارائه خانه های جدید و یا بازگرداندن خانه های مردم محروم. داوطلبان کار در کنار آینده مالکان برای ساخت یک جامعه قوی تر.

در حالی که ما در آنجا ماند در وابسته به خانه ما خواب بر روی تشک بر روی زمین تحت پوشش پلاستیکی باران با عرضه محدود آب داغ و رفت و برای خرید مواد غذایی خود ما اگر چه اکثر شب ما تصمیم گرفتند به خوردن در مرکز شهر.

با هیچ از Wi-Fi و یا تلویزیون ما سرگرم یکدیگر با, گفتگو, بازی Uno و Jenga مانده قبلی دانشجویان و یا کاوش بنادر و غواصی از مرکز شهر موبایل.

unsplash.com

من راه می رفت بر روی سایت کار اولین روز انتظار آسان رفتن بعد از تحقق است. ما صرف ما صبح و بعد از ظهر درپوشش سقف تنظیمات نرده ها, پاره کردن تیغه و برش چوب در جوامع فقیر و یا در زیستگاه برای بشریت ستاد. به عنوان روز نورد در نظرات درگیر شدند که در تلاش برای تصمیم گیری منظور از زونا یا چگونه به درستی ذخیره سیمان به خصوص با ما مدیر سایت. با این کار من نیست بلافاصله تجربه یک حس قریب از تحقق و غرور با کمک به جوامع است. به جای دیگران تصمیم گیری خشم من است.

من احساس خشم به عنوان استدلال و مجادله منجر به تاخیر در به پایان رساندن یک سقف یا یک حصار. به زودی من بخشی از مشکل این استدلال با مدیر سایت که در مورد پیچ مناسب برای یک جفت از تخته های چوبی. من در نهایت درک است که ضرب المثل قدیمی “جاده ای به جهنم هموار است با نیت خوب است.”

بدون تجملات زندگی به خانه هیچ دوستان نزدیک به دریچه و خستگی در پایان هر روز ما صبر عینک نازک است. من شک اگر ما هرگز پایان ساخت و ساز است.

هنگامی که ما به پایان رسید درپوشش سقف حفاری آخرین پست حصار و قرار دادن دو-با-چهار من می توانید ببینید خوب ما بود. ما به کسی که یک نام تجاری جدید سقف های چوبی و نرده های پیچ در پیچ در اطراف ملک خود را تمیز راهروها و ارائه زیستگاه برای بشریت با یک منبع بزرگ از دو به چهار دست و پا برای آینده پروژه های ساخت و ساز.

این بی فایده استدلال معلوم بود لازم گفتمان برای حل مشکلات است.

unsplash.com

هر کس در ابراز دیدگاه های مختلف در مورد چگونه به پایان درپوشش سقف و یا چگونه به سطح پست حصار. هر یک از دیدگاه های ارائه شده یک راه حل ممکن است تا زمانی که ما پیدا کردن یک حق. تنوع گروه ما تعریف قدرت ما. تنوع در حل مشکل نیاز به اصطکاک رقابت ایده های من یاد گرفتم که رشد واقعی می آید از ناراحتی. ساختمان گروه پویا به معنای کنار گذاشتن من نفس برای ما متقابل شود. مشکل مکالمات منجر به بهترین راه حل است.

شنبه قبل از رخصتی بهار به پایان رسید و ما انداخت توشه ما نمی خواهید را فراموش کرده ام به وانت و سفر به گینسویل. ما حتی نمی تواند نگه گفتگو–فرهنگ-شوکه توسط تلفن همراه سواحل و بامیه, مایل راحتی از خوابگاه و آپارتمان. در این زمان ما را مستقیما از طریق با هیچ بیراهه و یا در آخرین لحظه متوقف می شود. خورشید کاهش یافت و در آن زمان آنها کاهش یافته است من در خانه من.

ما گفت: ما خداحافظی برای بار دوم پس از من را فراموش کرده من کیسه خواب در پشت ون. ما وعده داده شده ما در تماس باشید. من هنوز هم نگاه کنید به همراه گروه در اطراف پردیس در هر حال حاضر و دوباره. ما هرگز پیدا کردن زمان برای متوقف کردن و به بحث از آنجا که ما نقل مکان کرد و بر روی بعدی سقف توفال کوبی یا خانه به رنگ در زندگی ما است. من امیدوارم که آنها به یاد داشته باشید تلفن همراه تا آنجا که من انجام دهد و آنچه در آن به معنای به شکل سختی پیوند برای افرادی که نیاز به.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آهنگ پیشواز همراه اول